حافظ باشد و انار و سیب
و عطر نرگس هم بپیچد تمام خانه را پر کند
آنوقت تو نباشی خوش انصاف؟!...
لعنت به هر چیز که خاطره می شود
هر چیزی حتی همین شب، همین یلدا
یک امشب را باید بودی برایت فال بگیرم
حافظ بخوانم:
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
تو زل بزنی به حافظ خوانی ام گوش کنی
آخرش بگویی دانه های انار دلت مال من
حتی آن دانه های کم رنگش آن سفید سفید هایش هم، همش مال خودم
یک امشب را باید بودی، یک امشب را کاش بودی...
+ نوشته شده در ساعت توسط .....
|
حضور هیچکس در زندگی ما اتفاقی نیست ، خداوند در هر حضور رازی را برای تکامل ما پنهان کرده است.