خاص 1
مشخص نیست
که آخرین خبر من
نبودن توست؟
پس چرا از من
سراغ خبر های تازه می گیرند؟
کورند شاید
که نمی بینند
من در آخرین خبرم
زمین گیر شدم!
مشخص نیست
که آخرین خبر من
نبودن توست؟
پس چرا از من
سراغ خبر های تازه می گیرند؟
کورند شاید
که نمی بینند
من در آخرین خبرم
زمین گیر شدم!
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه ی احزان شود روزى گلستان غم مخور
اى دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سرکشى اى مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزى بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نئى از سر غیب
باشد اندر پرده بازیهاى پنهان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهى زد قدم
سر زنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
اى دل ار سیل فنا بنیاد هستى بر کند
چون ترا نوح است کشتى بان ز طوفان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب
جمله میداند خداى حال گردان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهى نیست کانرا نیست پایان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شبهاى تار
تابود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
فکر کنم یه ادم همین جوری میپوکه.....
این شعر فقط یه دروغه......
سرخوشانـــــه می خندم ٬
شوخـــی می کنم
و تو نمیدانی ....
چقدر سخت اســــت
احساس خفگی کردن ٬ پشـــت این نقابِ لعنتــی!
پ.ن:کاش اشاره هایت را هم از دلم پاک کنی
حافظه ی inbox دلم پرشده
رحم کن...
فکر کنم
به بوی عطر تو حساسیت دارم
همین که در ذهنم می پیچد
از چشم
اشک می آید…
گاهی مرا یاد کن
من همانم که اگر ساعتی از من بیخبر بودی
آسمان را به زمین میدوختی
خسته ام.......
خسته!!!
نه اینکه کوه کنده باشم...
نه..........
..
دل کنده ام.
امیدم به پاییز است شاید سر "مهر" بیایی
پ.ن:جدیداً اسم خیانت شده یه اشتباه ...
که باید ببخشی و فراموش کنی وگرنه محکوم می شی به کینه ای بودن!
بعضی از آدمها باید مثل جعبه سیگار برچسب هشدار داشته باشند، تا فراموش نکنی که دوست داشتن آنها فقط برای تو ضرر دارد...
صدایم نمی کنی . جوابم نمی دهی . راه را بسته ای
این یعنی باید بروم ...؟
ولی من روی حرفم میمانم
بی تو میمیرم ...
آرام بخواب...!
گوسفندان را چوپانشان دارد می درد، به نام تو...!
آرام بخواب....!
((گرگ برای خودش شرافتی دارد))
حالا که انسان دردنده شده است....
کابوس میدیدم...
از خواب پریدم که به آغوش تو پناه ببرم...
افسوس..!!
یادم رفته بود که از نبودنت به خواب پناه برده بودم...
مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟
بـگـذارسـخـت باشم و سـرد !!
بـاران کـه بـاریــد ... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه !!!
خـورشـیـدکـه تـابـیـد ... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!!
اشـک کـه آمـد ... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!!
او کـه رفـت نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت . . .
خـــــــداوندا...
در گلویــم ابـــــر کوچکی استـــ که خیالـــ بارش ندارد ...
میشود مـــرا بغـــ♥ــــل کنی ؟ —
من عاشق نیستم
همانگونه که تو گفتی
فقط گاهی حرف تو که می شود
دلم گرم و سرد می شود
تب میکند
... آب میشود
تنگ می شود
تنگ می شود
تنگ می شود ...
امروز دلم کودتا کرد
رفت سراغ شیشه عطر قدیمی !
عطر شیرین بود
اما تمام لحظه هایم تلخ شد !
از بوی نبودن تو ....
دوست داشتن
گاهی سخت می شود...
دوستش داری و نمی داند
دوستش داری و نمی خواهد
دوستش داری و نمی آید ...
دوستش داری و سهم تو از بودنش
... فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت...
. دوستش داری و سهم تو
از این همه، تنهایی است
نمیدانم "فرهاد" ازچه می نالید...
او که تمام زندگی اش "شیرین" بود ...
زندگى به من آموخت
همیشه آماده دفاع از حمله احتمالى کسى باشم که بهش محبت کرده ام
مرا دوست داشته باش اما تجربه ام نکن… برای آموختن ابزار مناسبی نیستم..
هیچ وقت خودت رو ۱۰۰% خرج کسی نکن ؛
که تا ۱۰ بیشتر بلد نیست بشمره … !!!
تنها بودن قدرت میخواد
و این قدرت را کسی به من داد
که روزی میگفت:
تنهـــــــــــــــــــــایت نمیگذرام!
" خـ ــواسـ ــتــ ــن تـ ــوانـ ــسـ ــتـ ــن اسـ ـت "
آتـ ــش مــ ـی گـ ــیـ ــرم !
یـ ــعــنــ ــی او نـ ــخــ ـواسـ ــت کــ ــه نــ ـشـ ــد !
دلـ ـم نگـرفتـ ـه از اینـکـ ـه رفتـ ــه ای ...
دلـ ـگیــ ـرم از همــه دوســت داشـتـ ـنهـایـ ـی کــه گفــتی ...
ولــ ـی نـداشـ ـتـی...!!!
میخواهی بروی؟
خب برو…
انتظار مرا وحشتی نیست
شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود
برو…
برای چه ایستاده ایی؟
به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی؟
برو..
تردید نکن
نفس های آخر است
نترس برو…
احساسم اگر نمیرد ..بی شک ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست
برو…
یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود
پس راحت برو
مسافری در راه انتظارت را میکشد
طفلک چه میداند که روحش چه خواهد شد
برو…
فقط برو…..
گاهی آنقدر دلتنگت میشم ,
که اگه بفهمی ,
خودت از نبود خودت خجالت میکشی...!!! "
در دسترس بودنت دیگر برایم ارزش ندارد ….
اکنون نه مشترک هستی ؛
نه مورد نظر … !!!
آدم ها فقطـ آدم هســـتند
نـــه بیشتر و نــــه کمتر...
اگــر کمتر از چیزی کـــه هستند نگاهشان کنـــــــــی ...
آنها را شــــکسته ای !
و اگــــــر بیشتر از آن حســـــــابشان کنـــــی، آنها تو را میـــ شـــــکنند.
! بین ایــــــــن آدم های آدم، فقط بایـــــــد عاقلانــــــــــه زندگــی کرد؛
نه عاشقانه ....
دلم هوای تورا می کند هر صبح
وقتی بجای دستهای نوازشگرت بر روی گونه هام
وقتی بجای صدای مهربان تو در لاله ی گوشهام
که نرمِ نرم می خوانند :
- بیدار شو نازنینم
بیدارشو
ببین
ساعت از وقت گذشته است -
وقتی که
با صدای دلخراش گوشی
از خواب می پرم
بدون تو
دلم هوای تورا می کند هرصبح !
امسال ،
مانند پارسال ،
فقــــط دلتنگـــــی می پوشم ،
مــد امســـــــــــال من ،
همان مد پارسالیست ،
بی تـــــو دلــتنگی به مـــن می آید ،
بی تو به من فقـــط ،
دلتنگی می آید...
بــــه چــــه میـــخنــــــــدی تـــــو ؟
بــــه نـگـاهـــــم کــــه مـسـتـــــــانــــه تـــو را بــاور کــــرد
یــا بـــه افـســـــــــونـگــــری چـشـــــمـانت
کــه مـــرا ســـوخت و خــاکـسـتـــــر کــــرد ؟
خـنــــده دار است ، بـخـنـــــــد !!