وقتى به تو خیانت کرده اند

انگار بازوهایت را قطع کرده‌اند

مى ‌توانى آن‌ها را ببخشى
اما نمى توانى در آغوششان بگیرى

تو برنمی‌گردی
و این غمگین‌ترین شعر جهان است
که ترجمه نمی‌شود...

یعنی تو را

به هیچ زبانی
نمی‌توان برگرداند؟!

در من يك تيمارستان وجود دارد
يك تيمارستان با هفتاد تختخواب...
هفتاد تختخواب با هفتاد ديوانه
و سخت ترين كار دنيا را من ميكنم
زمانيكه از من ميپرسند: خوبی؟؟!
و من بايد يك تيمارستان هفتاد تختخوابی

را آرام كنم و با
متانت صادقانه ای بگويم
بله امروز "خيلی خوبم"!!!!

قسمت پنهان تاریخ، شاید هیتلری باشد
که در سرمای روسیه
کسی را جا گذاشته است
زنی که عاشقانه به او فکر می‌کند
وگرنه هیچ چیز در این دنیا 
ارزش جنگیدن ندارد

 

پرهیز از نگاه کردن به کسی که
شوق دیدنش کلافه ات کرده،
تردید مبهمی را به یقینی
روشن تبدیل می‌کند:
عاشق شده‌ای!