شرط دل دادن ، دل گرفتن است
وگرنه
يكي بي دل ميماند
ان يكي دو دل
پ. ن: تكرارية..... شايد فراخور حالم
شرط دل دادن ، دل گرفتن است
وگرنه
يكي بي دل ميماند
ان يكي دو دل
پ. ن: تكرارية..... شايد فراخور حالم
هر چه از ایمان او گفتم
دروغی بیش نیست
این مسلمان
چشم هایش بوی الکل میدهد...
می آیی در آغوشم می گیری
روی موهای شقیقه ات دست می کشم
مگر خیال ها هم پیر می شوند؟
وصله نمی شود دگر، این دو هزار و یک تَرَک
هی همه شب بند مزن،چینیِ دل شکسته را...
عشق رفتار خوبی با یک دوست نیست
آن را برایت آرزو نمی کنم
نمی خواهم چشم هایت را گمشده ببینم
در روزی بارانی
گمشده در جیب بی انتهای...
آنها که هیچ چیز را به یاد نمی آورند!
عشق رفتار خوبی با یک دوست نیست
نمی خواهم عاقبتت این باشد
که جنازه ات مثل تکه پاره های مرمر
بپاشد بر معماری کسانی که
از پرنده های زمینگیر پل می سازند
عشق رفتار خوبی با یک دوست نیست
کارهای خیلی بهتری داری
از این که ببینی احساست فروخته می شود
مثل چراغ جادو
به کسی که بدنش هیچ نوری ندارد.
دیده ام مات نگاهت شد چو طفلی گیج که
زنگ املا بر سر “قسطنطنیه” مانده است!
رسید نوبت تنهایی،
خدا بخیر کند غم را
دلی که زخمی عشقت بود،
نخواست منت مرهم را
یاد من باشد تنها هستم
ماه بالای سر تنهاییست ...
پاسخ: و خدایی که در این نزدیکیست