به تو می گویم کف بینی بلدم

  

  تا به این بهانه دستت را بگیرم

زخــمهـایــم به طعنـه مـی گــوینــد : دوستــانــت ، چـــقدر بـــانمـــک انـــد…

آنان که بودنت را قدر نمی دانند
رفتنت را “نامردی” میخوانند !!!


دلم تنگ مي شود،گاهي...
براي حرف هاي معمولي...
براي حرف هاي ساده...
براي چه هواي خوبي!
براي ديشب شام چه خورده اي؟
و چقدر خسته ام از "چرا؟"
...از" چگونه؟"
خسته ام از سوال هاي سخت،
پاسخ هاي پيچيده،
از کلمات سنگين،
فکر هاي عميق،
پيچ هاي تند،
نشانه هاي با معنا،بي معنا...
دلم تنگ مي شود؛
گاهي...
براي يک "دوستت دارم"ساده!!


ديوانه نيستم مثل فرهاد
نيايي تيشه به ريشه‌ي خود بزنم.
فقط
خودنويس‌َم را جوهر نمي‌کنم ديگر!

برای آمدنت

                 درختان برگ شوق می ریزند

باران هميشه مي بارد ، اما مردم ستاره را بيشتر دوست دارند ، نامرديست آن همه اشک را به يک چشمک فروختن !!!


لعنتی یــعنی میشـــود
همیــن حـالا..
همیــن لحظــه..
حتــی..
اشتـــباهی !
یـــادم بیفتــی..؟
میشـــود ؟!