آیات لبم منتظر و غرق دعایند
قدیس لبان تو به محراب بیایند
پیغمبریت معجزه در معجزه پیداست
بیخود پی عمامه و تسبیح و ردایند
یك شهر پر از افعی و زنگی ولی امشب
پیش خط و خال تو به تعظیم عصایند
از مرده ی با یك نفست زنده مسیحی
خاتم تویی ایات غزل در تو رهایند
چشمان من امشب به طوافت نرسیدند
با سعی تماشای تومشغول صفایند
باید به خدا هم خبرش را برسانم
پس این دو ملك روی دو سرشانه كجایند
گرد سر من آیه ی تطهیر بخوان عشق
پاكم كن از این وسوسه هایی كه بپایند ...