باد را دوست داشت چون لباس پاره اش که تکان می خورد کلاغها می پریدند
بد نبود
مامور بود
خیلی وقتها هم که پیرمرد نبود
حتی می گذاشت روی شانه اش بنشینند
این خیانت نبود
دانه ها هم می دانستند مترسک دلسوز است...
بد نبود
مامور بود
خیلی وقتها هم که پیرمرد نبود
حتی می گذاشت روی شانه اش بنشینند
این خیانت نبود
دانه ها هم می دانستند مترسک دلسوز است...
+ نوشته شده در ساعت توسط .....
|
حضور هیچکس در زندگی ما اتفاقی نیست ، خداوند در هر حضور رازی را برای تکامل ما پنهان کرده است.